Marche avec moi
باهام قدم بزن
J’ai tant de choses à te dire
من یه عالمه حرف دارم که بهت بزنم
Je sais, il fait bien froid
میدونم ، هوا خیلی سرده
Mais tu as ton cachemire
اما تو شالت رو داری
Laisse la nuit comme elle est
شب رو به حال خودش بذار
Elle saura nous attendre
اون میدونه چطوری منتظرمون بمونه
C’est maintenant ou jamais
یا الان وقتشه یا هیچ وقت
J’ai un secret qui me hante
من یه رازی دارم که داره اذیتم میکنه
C’est maintenant ou jamais
یا الان وقتشه یا هیچ وقت
Laisse la nuit comme elle est
شب رو به حال خودش بذار
Je te raconterai, je te raconterai
بهت میگم
Ce qui ne se dit pas
حرف هایی رو که به همدیگه نمیگیم
Un aveu mentholé à la fin de l’été
یه اعتراف با طعم خنک کننده نعناع تو آخر تابستون
Je te dirai tout bas
من همه چیز رو خیلی آروم بهت میگم
Je te raconterai, je te raconterai
بهت میگم
Ce qui ne se dit pas
حرف هایی رو که به همدیگه نمیگیم
Un aveu mentholé à la fin de l’été
یه اعتراف با طعم خنک کننده نعناع تو آخر تابستون
Je te dirai tout bas
من همه چیز رو خیلی آروم بهت میگم
Il fait bien clair dehors
بیرون هوا روشنه
La lune est indécente
ماه خیلی بی شرمه ( چون چهره اش رو روشن کرده )
Vois, je rougis encore
نگاه کن ، من باز دارم سرخ میشم
Ce n’est dû qu’à l’attente
فقط به این خاطر که انتظار کشیدم
Prends-moi dans tes bras
بغلم کن
Sens comme ça me tourmente
حس کن ببین چطور اون راز داره عذابم میده
J’ai un secret pour toi
من یه رازی برای تو دارم
Qui dort depuis longtemps déjà
که خیلی وقته به خواب رفته
Laisse la nuit comme elle est
شب رو به حال خودش بذار
C’est maintenant ou jamais
یا الان وقتشه یا هیچ وقت
Je te raconterai, je te raconterai
بهت میگم
Ce qui ne se dit pas
حرف هایی رو که به همدیگه نمیگیم
Un aveu mentholé à la fin de l’été
یه اعتراف با طعم خنک کننده نعناع تو آخر تابستون
Je te dirai tout bas
من همه چیز رو خیلی آروم بهت میگم
Je te raconterai, je te raconterai
بهت میگم
Ce qui ne se dit pas
حرف هایی رو که به همدیگه نمیگیم
Un aveu mentholé à la fin de l’été
یه اعتراف با طعم خنک کننده نعناع تو آخر تابستون
Je me confie à toi
من بهت اعتماد میکنم

نظرات کاربران