And the blood will dry و خون های زیر ناخن من underneath my nails خشک خواهند شد( دوران سختی به پایان میرسد) and the wind will rise up و بادها با وزیدنشان بادبان های کشتی ادامه مطلب
Sun’s up too soon like daylight savings خورشید زود طلوع کرد مثل روزهای تابستان Mixed emotions are congregating احساسات خوب و بدم در کنار هم جمع شدن Picturing us in all these places در همه ادامه مطلب
Maybe we would be in love right now, now, now ممکن بود ما الان میتونستم عاشق هم باشیم Maybe you would be the one right now, now, now ممکنه تو میتونستی اون شخص خاص برای ادامه مطلب
Southern trees bearing strange fruit درختان جنوبی که میوه ای عجیب و غریب دارن Blood on the leaves and blood at the root خون بر روی برگها و خون در ریشه Black bodies swinging in ادامه مطلب
Sunday is gloomy یکشنبه غم انگیز است My hours are slumberless نمیتوانم ساعتی چشم هایم را بر هم بگذارم Dearest the shadows سایه های عزیزی که I live with are numberless با آنها زندگی میکنم ادامه مطلب
“Oh don’t you dare look back. او چطور جرات میکنی روتو از من برگردونی Just keep your eyes on me.” فقط نگاهت به من باشه I said, “You’re holding back, “ من گفتم چرا جلو ادامه مطلب
What’s wrong? مشکلت چیه؟ You’ve been asking but I don’t have an answer تو همش داری میپرسی اینو ولی من هیچ جوابی ندارم واسش How come? چطور ممکنه؟ I’m still thinking, let’s pretend to fall ادامه مطلب
I met her on a Monday evening من اونو در یک عصر دوشنبه دیدم She was standing outside of the park and ride اون بیرون از پارک ایستاده بود And I said, “Hey ma, where ادامه مطلب
Du (du hast, du hast, du hast, du hast) تو (تو داری…، تو داری…، تو داری…، تو داری…) Hast viel geweint (geweint, geweint, geweint, geweint) بسیار گریستی (گریستی، گریستی، گریستی، گریستی) Im Geist getrennt (getrennt, ادامه مطلب
Picking up the pieces قطعه ها (تکه ها) رو برمیدارم (جمع میکنم) Wishing it was easy آرزو میکنم که آسون بود Trying to hold on to what’s already gone سعی میکنم چیزیو نگه دارم که ادامه مطلب