冷めた目つき 僕だけにほら
اون نگاه سردت، ببین فقط برای منه
君は bad seed, 嫌でも気になる
تو یه جور آدم دردسرسازی، حتی اگه نخوام هم کنجکاوم میکنی
悪い fantasy, まるで black magic
یه فانتزی خطرناک، درست مثل جادوی سیاه
目を離せない ooh
نمیتونم چشم ازت بردارم، اووه
これ以上もうどうしようもない
دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد
誰にも止められない
هیچکس نمیتونه جلوشو بگیره
この魔法は解けない
این جادو شکسته نمیشه
Bewitched by you, bewitched by you
تو منو افسون کردی، تو منو افسون کردی
(Woah) 満月のような君の eyes
(ووه) چشمهات مثل ماه کامل میدرخشه
(Woah) 取り憑かれたように fall out
(ووه) انگار تسخیر شدم و دارم سقوط میکنم
(Woah) 目が合えばもう戻れない
(ووه) اگه چشمهامون به هم بیفته دیگه راه برگشتی نیست
(Bewitched, I’m bewitched)
(افسون شدم، من افسون شدم)
I’m out of my mind, 荒れた砂漠に
دیگه از خود بیخود شدم، وسط یه بیابون خشن
強烈な whiteout, また導かれ
یه سفیدیِ کورکننده، بازم داره منو هدایت میکنه
そうやって繰り返して転生して 出会ってしまったカルマ woah
انگار همینجوری بارها تکرار شده، دوباره متولد شدیم و به هم رسیدیم — کارمای سرنوشت، ووه
Am I under your spell now?
الان واقعاً زیر طلسم توام؟
(Woah) 満月のような君の eyes
(ووه) چشمهات مثل ماه کامل میدرخشه
(Woah) 取り憑かれたように fall out
(ووه) انگار تسخیر شدم و دارم سقوط میکنم
(Woah) 目が合えばもう戻れない
(ووه) اگه چشمهامون به هم بیفته دیگه راه برگشتی نیست
(Bewitched, I’m bewitched)
(افسون شدم، من افسون شدم)
(Woah) 平衡感覚は既にない
(ووه) دیگه هیچ تعادلی ندارم
(Woah) やっと気づいた君の愛
(ووه) بالاخره به عشقت پی بردم
(Woah) 目隠し脱ぎ捨て hold you
(ووه) چشمبند رو میکنم کنار و بغلت میکنم
(Bewitched, I’m bewitched)
(افسون شدم، من افسون شدم)
I’m so confused, I’m so confused (Bewitched)
خیلی گیج شدم، خیلی گیج شدم (افسون شدم)
One look, I’m through, one look, I’m through (Bewitched)
با یه نگاهت کارم تمومه، با یه نگاهت از پا درمیام (افسون شدم)
It’s only you, it’s only you (Bewitched)
فقط تویی، فقط تویی (افسون شدم)
Bewitched by you, bewitched by you
تو منو افسون کردی، تو منو افسون کردی
(Woah) 満月のような君の eyes
(ووه) چشمهات مثل ماه کامل میدرخشه
(Woah) 取り憑かれたように fall out
(ووه) انگار تسخیر شدم و دارم سقوط میکنم
(Woah) 目が合えばもう戻れない
(ووه) اگه چشمهامون به هم بیفته دیگه راه برگشتی نیست
(Bewitched, I’m bewitched)
(افسون شدم، من افسون شدم)
(Woah) 赤い月が染める night
(ووه) شبی که ماه قرمز رنگش کرده
(Woah) やっと気づいた君の愛
(ووه) بالاخره به عشقت پی بردم
(Woah) 深く刻み込みたい
(ووه) میخوام این حس رو عمیق توی وجودم حک کنم
(Bewitched, I’m bewitched)
(افسون شدم، من افسون شدم)





نظرات کاربران