When I first saw your faceوقتی برای اولین بار صورتتو دیدم It took my breath awayنفسم بند اومد Tried, but I couldn’t find the words to sayسعی کردم، ولی کلمهای برای گفتن پیدا نکردم The ادامه مطلب
Tapped out, roll my eyes in the morningدیگه بریدم، صبح که میشه چشمامو میچرخونم Tired of the detox, tired of the talkingاز پاکسازی خستهام، از حرف زدن خستهام I get up, I show up, day ادامه مطلب
When I was thirteenوقتی سیزده سالم بود I started gaining weightشروع کردم به چاق شدن So I started counting calories sometimesبرای همین گاهی وقتا شروع به شمردن کالریها کردم When I was sixteenوقتی شونزده سالم ادامه مطلب
Another head hangs lowlyیه سر دیگه با سرافکندگی آویزونه Child is slowly takenیه بچه داره آروم آروم گرفته میشه And the violence caused such silenceو خشونت، چنان سکوتی به بار آورد Who are we, mistaken?ما ادامه مطلب
Oh woah, oh woahای وای، ای وای Oh woah, oh woahای وای، ای وای Oh woah, oh woahای وای، ای وای Oh woah, oh woahای وای، ای وای (Yo Eb, we did it again)(یو ایب، ادامه مطلب
Said you want a one-way ticket to my heart (Yeah)گفتی یه بلیط یه طرفه به قلب من میخوای (آره) Took that slow way down, I’ll catch the way you flirtاون مسیر آهسته رو در پیش ادامه مطلب
Gyattگیات Gyatt (Bow, bow)گیات Gyatt (Bow, bow)گیات Gyatt (Bow, bow, bow, bow)گیاتSince elementary, b—-es said I think I’m all that (All that)از همون دوران ابتدایی، عوضیها میگفتن فکر میکنم خیلی شاخم (خیلی شاخ) My man ادامه مطلب
Wanna feel youمیخوام حسّت کنمWanna touch youمیخوام لمست کنمWanna have youمیخوام داشته باشمتWon′t you be my lightنمیخوای نور من باشی؟In this nightتوو این شبYou seem brightبه نظر درخشان میایI feel rightدرست حس می کنمSo rightخیلی ادامه مطلب
Conflict is inevitable like control and fearدعوا اجتناب ناپذیره، چون کنترل و ترسConflict is integral say goodbye my dearدعوا جدایی ناپذیره، با من خداحافظی کن عزیزمConflict is inevitable like control and deathدعوا اجتناب ناپذیره چون ادامه مطلب
Confusion,سردرگمیdelusion,اغفالseclusion,انزواinclusion,مشمولیتnumbing,کرخ شدنloving,عشقfinding you in me,پیدا کردن تو در درون منhow I adore, the chaos of you.که چقدر هرج و مرج تورو میستایمCry out,گریه می کنمtake out,پاک کردنheartless,بی احساسfearless,نترسcompassionately,از روی دلسوزیfeeling you in me,تورو در درونم ادامه مطلب