مجله علمی تفریحی بیبیس
0

ضرب‌المثل‌های انگلیسی شماره 14000929 به همراه ترجمه

Spine a yarn:

دروغ بافی کردن، افسانه گفتن

God hates liars:

دروغگو دشمن خداست

A liar must have a good memory:

دروغگو کم حافظه است

Tag and rag:

در هم ریخته

Smash up:

در هم شکستن، خرد و خمیر کردن…

To put one’s nose into other people’s affairs:

در کار دیگران فضولی کردن

To get embroiled in something:

در کش واکنش افتادن (دردسر، درگیری)

Be in trouble:

در وضع دشوار و ناگوار بودن

Color a lie:

دروغ ساختن

If wishes were horse, beggars might ride:

در اگر نتوان نشست، اگر رو کاشتن خیار در اومد

Give one’s mind to 2. Pay a mind to:

درباره کسی یا چیزی اندیشیدن، توجه کردن

On one’s last pins:

در واپسین دم، در آستانه ی مرگ

Be in the dumps:

در وضع بد روحی بودن، افسرده بودن

Be in a spot:

در وضع بسیار بد یا خطرناک گیر کردن

Have a close / narrow / call shave:

در لب پرتگاه بودن، با خطر یک مو فاصله داشتن

It is uppermost in my mind:

در مد نظرم هست (مد نظر دارم)

To be in one’s element:

در موقعیت مناسب خود …

Be deep in thought 2. Be lost in thought:

در فکر فرو رفتن

Bear one a grudge:

در فکر انتقام بودن، برای کسی خط و نشان کشیدن

Queer somebody’s pitch:

در کار کسی خرابکاری کردن، آسیب زدن

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیشتر بخوانید