0

دانلود کتاب کره شمالی، ریسک‌پذیری هسته‌ای و ایالات متحده

بازدید 395
  • عنوان کتاب: North Korea, Nuclear Risk-Taking, and the United States
  • نویسنده: Jihwan Hwang
  • حوزه: سیاست‌های انرژی هسته‌ای
  • سال انتشار: 2024
  • تعداد صفحه: 217
  • زبان اصلی: انگلیسی
  • نوع فایل: pdf
  • حجم فایل: 5.44 مگابایت

چرا جمهوری دموکراتیک خلق کره1 مصمم شده است که با هسته‌ای شدن، ایالات متحده را به چالش بکشد، در حالی که کشوری بسیار ضعیف‌تر است؟ چرا پیونگ یانگ با برنامه تسلیحات هسته‌ای خود با ایالات متحده مقابله کرده است و چگونه و چرا پیونگ یانگ تاکنون سیاست هسته‌ای خود را نسبت به واشنگتن تغییر داده است؟ در واقع، بحران هسته‌ای کره شمالی یک مسئله دوجانبه بین پیونگ یانگ و واشنگتن نبوده، بلکه یک نگرانی بین‌المللی، از جمله کل جامعه بین‌المللی، بوده است. با این حال، این کتاب بر سیاست هسته‌ای پیونگ یانگ نسبت به واشنگتن از پایان جنگ سرد تمرکز دارد، زیرا پیونگ یانگ دائماً بر مذاکره دوجانبه با واشنگتن اصرار داشته و استدلال می‌کند که مسئله هسته‌ای در شبه جزیره کره در اصل توسط سیاست هسته‌ای خصمانه آمریکا نسبت به کره شمالی در طول جنگ سرد ایجاد شده است.2 علاوه بر این، سیاست اصلی پیونگ یانگ در مورد مسئله هسته‌ای به طور مداوم بر روابط با ایالات متحده متمرکز بوده است، حتی اگر سازمان‌های بین‌المللی مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) و سازمان ملل متحد (UN) و قدرت‌های منطقه‌ای مانند کره جنوبی، ژاپن، چین و روسیه در این موضوع مشارکت داشته‌اند. بحران هسته‌ای کره شمالی پس از پایان جنگ سرد شروع به آشکار شدن کرد.3 همزمان با وخیم‌تر شدن ناگهانی محیط امنیتی کره شمالی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اصلاح دیپلماتیک چین، کره شمالی شروع به به چالش کشیدن سیاست عدم اشاعه هسته‌ای ایالات متحده کرد. به گفته دیل کوپلند (2000: 37-42)، کشوری در حال زوال مانند کره شمالی می‌تواند یکی از دو گزینه سیاست خارجی را اتخاذ کند: (1) با خطر جنگ در درازمدت با دشمن خود کنار بیاید یا (2) با خطر جنگ در کوتاه مدت، موضعی سختگیرانه اتخاذ کند. اگرچه به نظر نمی‌رسد که کره شمالی قصد جنگ علیه ایالات متحده، قدرتمندترین کشور جهان، را داشته باشد، اما این کشور اغلب با سیاست هسته‌ای منحصر به فرد خود، بحران هسته‌ای را تشدید و کاهش داده است. در نتیجه، کره شمالی به دلیل عدم تمایل به پیروی از درخواست بین‌المللی برای بازرسی‌های هسته‌ای، در آستانه حمله نظامی ایالات متحده قرار گرفت. در ژوئن ۱۹۹۴، ایالات متحده تمام تلاش‌های دیپلماتیک خود را برای اعمال تحریم‌های سازمان ملل علیه کره شمالی انجام می‌داد و همچنین چند گزینه نظامی، از جمله حملات پیشگیرانه به تأسیسات هسته‌ای کره شمالی را در نظر داشت.4 اگر پیونگ یانگ تصمیم می‌گرفت خطر تشدید مداوم اوضاع را بپذیرد، این بحران می‌توانست به جنگ ختم شود، اما این اتفاق نیفتاد. کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی، در ژوئن ۱۹۹۴ ناگهان با تغییر سیاست هسته‌ای خود از رویکرد تهاجمی به رویکرد تعاملی و آشتی‌جویانه، مسیر خود را تغییر داد. این بحران پس از سفر جیمی کارتر، رئیس جمهور سابق ایالات متحده، به پیونگ یانگ و جلب موافقت کیم ایل سونگ برای توقف برنامه تسلیحات هسته‌ای پیونگ یانگ در ازای دریافت غرامت از ایالات متحده، بدون هیچ گونه درگیری نظامی مستقیم حل شد. چرا کیم ناگهان سیاست هسته‌ای خود را تغییر داد و در پاسخ به تهدیدات بین‌المللی، برنامه تسلیحات هسته‌ای مستقل کره شمالی را به حالت تعلیق درآورد و خطر آسیب رساندن به عزت خود و ایدئولوژی جوچه خوداتکایی را که مدت‌ها برایش ارزشمند بود، پذیرفت؟5 آیا او ناگهان تشخیص داد که تعلیق برنامه هسته‌ای و بهبود روابط با ایالات متحده، ریسک کمتری نسبت به تشدید مداوم بحران دارد؟ اگر چنین است، چرا در ابتدا با واشنگتن تماس نگرفت و از خطر رویارویی با این ابرقدرت اجتناب نکرد؟ اگرچه پیونگ یانگ در طول بحران نه رویارویی مستقیم و نه هیچ گونه سازش واقعی را انتخاب کرده بود، اما آشکارا دیده می‌شد که تمرکز سیاست آن از یکی به دیگری تغییر می‌کند. کیم جونگ ایل و کیم جونگ اون در تغییر سیاست‌های هسته‌ای خود تفاوت چندانی نداشتند. کیم جونگ ایل در ۱۹ سپتامبر ۲۰۰۵ با بیانیه مشترک مذاکرات شش جانبه موافقت کرد، اما خیلی زود آن را لغو کرد و در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ دو آزمایش هسته‌ای انجام داد. کیم جونگ اون پس از به قدرت رسیدن در دسامبر ۲۰۱۱، با انجام آزمایش‌های هسته‌ای بیشتر، سیاست هسته‌ای تقابلی خود را به طور مداوم نشان داد، اما او همچنین از سیاست هسته‌ای پدربزرگ و پدرش پیروی کرده است. کیم جونگ اون در سخنرانی سال نو ۲۰۱۸ خود، ناگهان خواستار تحول جدیدی در روابط بین دو کره شد و کره شمالی در بازی‌های المپیک زمستانی پیونگ چانگ شرکت کرد.۶ او حتی در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ چندین نشست تاریخی با مون جائه این، رئیس جمهور کره جنوبی، و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، داشت. کیم جونگ اون در تلاش بود تا از طریق یک رویکرد جذاب جدید، نظم شبه جزیره کره را تغییر دهد. به طور خلاصه، چرا پیونگ یانگ به جای حفظ یک سیاست هسته‌ای واحد، موضع خود را از رویارویی به همکاری و دوباره به همکاری تغییر داد؟ سپس، رهبران کره شمالی کدام گزینه سیاسی را پرخطرتر می‌دانستند؟ با توجه به اینکه هر گزینه سیاست خارجی شامل میزان مشخصی از ریسک است، پاسخ به ارزیابی رهبری کره شمالی از درجات نسبی ریسک مرتبط با هر سیاست بستگی دارد. در روابط بین‌الملل، …

Why has the Democratic People’s Republic of Korea1 become determined to challenge the United States by going nuclear, although it is a much weaker nation? Why has Pyongyang confronted the United States with its own nuclear weapons program, and how and why has Pyongyang so far changed its nuclear policy toward Washington? In fact, the North Korean nuclear crisis has not been a bilateral issue between Pyongyang and Washington but rather an international concern, including the whole international community. However, this book focuses on Pyongyang’s nuclear policy toward Washington since the end of the Cold War, because Pyongyang has constantly insisted on negotiating bilaterally with Washington, arguing the nuclear issue on the Korean peninsula was originally generated by America’s antagonistic nuclear policy toward North Korea during the Cold War.2 Furthermore, Pyongyang’s main policy regarding the nuclear issue has continuously focused on the relations with the United States, even though international organizations such as the International Atomic Energy Agency (IAEA) and the United Nations (UN) and regional powers such as South Korea, Japan, China, and Russia have participated in this issue. The North Korean nuclear crisis began to rise to the surface after the end of the Cold War.3 As North Korea’s security environment suddenly worsened after the collapse of the Soviet Union and the Chinese diplomatic reformulation, North Korea began to challenge the U.S. nuclear nonproliferation policy. According to Dale Copeland (2000: 37–42), a state in decline like North Korea can adopt one of two foreign policy options: (1) to accommodate its enemy at the risk of war in the long term or (2) to adopt a hardline stance at the risk of war in the short term. Although it does not appear that North Korea intended to go to war against the United States, the most powerful nation in the world, the North has often escalated and de-escalated the nuclear crisis with its unique nuclear policy. Consequently, North Korea reached the brink of being attacked militarily by the United States due to its reluctance to follow the international demand for nuclear inspections. In June 1994, the United States was making every diplomatic effort to have UN sanctions imposed on North Korea and was also considering a few military options, including preemptive strikes on the North’s nuclear facilities.4 The crisis might have ended in war at the time if Pyongyang had chosen to accept the risk of continuously escalating the situation, but it did not. North Korean leader Kim Il Sung suddenly changed his course of action in June 1994 by switching his nuclear policy from confrontational brinkmanship to conciliatory engagement. The crisis was resolved without any direct military confrontation after former U.S. president Jimmy Carter visited Pyongyang and got Kim Il Sung’s agreement to freeze Pyongyang’s nuclear weapons program in return for U.S. compensation. Why did Kim suddenly change his nuclear policy, suspending the North’s independent nuclear weapons program in response to international threats, and accept the risk of damaging his dignity and the Juche ideology of self-reliance that he had valued so long?5 Did he suddenly recognize that to suspend the nuclear program and improve relations with the United States was less risky than continued escalation of the crisis? If so, why did he not initially reach out to Washington and avoid the risk of confronting the superpower? Although Pyongyang had opted for neither direct confrontation nor any real accommodation during the crisis, its policy focus was evidently seen to move from one to the other. Kim Jong Il and Kim Jong Un were not much different in changing their nuclear policies. Kim Jong Il agreed to the Joint Statement of the Six-Party Talks on September 19, 2005, but soon scrapped it and conducted two nuclear tests in 2006 and 2009. Kim Jong Un showed consistently the confrontational nuclear policy by conducting more nuclear tests after he took power in December 2011, but he has also followed his grandfather and father’s nuclear policy. In his 2018 New Year’s address, Kim Jong Un suddenly called for a new transformation of inter-Korean relations, and North Korea participated in the Pyeongchang Winter Olympic Games.6 He even had several historic summit meetings with South Korean president Moon Jae-in and U.S. president Donald Trump in 2018 and 2019. Kim Jong Un was trying to change the order of the Korean peninsula through a new charm offensive. In short, why did Pyongyang shift its footing from confrontation to cooperation and back again instead of maintaining a single nuclear policy? Then, which policy option did North Korean leaders perceive to involve greater risk? Given that every foreign policy option involves a certain amount of risk, the answer depends on the North Korean leadership’s assessment of the relative degrees of risk associated with each policy. In international relations, the case of the North Korean nuclear crisis raises the question of why a weaker nation often accepts the risk of challenging a stronger opponent despite the unfavorable balance of power. War is very costly and risky to all states, so it must be even riskier and potentially catastrophic to weaker states, given the power gap. Thus, the conventional wisdom in international relations posits that a weaker nation is less likely to challenge a stronger nation and risk war because no nation wants to start a losing war (Waltz 1979; Organski and Kugler 1980; Mearsheimer 1983; Kugler and Lemke 1996; Mearsheimer 2001). However, it should also be noted that the weaker may choose to fight against the stronger because they sometimes prefer saving face to being bullied. In reality, there have been a number of cases in which the weaker challenged and actually fought the stronger, and scholars have sought to explain such asymmetric conflicts on the basis of diverse theoretical frameworks (Paul 1994). This book addresses this issue by focusing on the concept of risk, that is, how national leaders of a weaker nation perceive the relative riskiness of foreign policy options and how the risk influences those leaders’ decision-making processes. Thus, the theoretical questions of this book are as follows: when do national leaders of a weaker state choose to take the risk of confronting a much stronger opponent, and when do they not? Why do they sometimes change their policy halfway through the crisis, although the initial condition leading to the policy did not change? To answer these questions, this book focuses on how leaders perceive and respond to risk in their foreign policy decision-making.

این کتاب را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:

Download: North Korea, Nuclear Risk-Taking, and the United States

نظرات کاربران

  •  چنانچه دیدگاه شما توهین آمیز باشد تایید نخواهد شد.
  •  چنانچه دیدگاه شما جنبه تبلیغاتی داشته باشد تایید نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشتر بخوانید

X
آموزش نقاشی سیاه قلم کلیک کنید