- عنوان کتاب: Inharmonious
- نویسنده: Tammye Huf
- سال انتشار: 2026
- تعداد صفحه: 398
- زبان اصلی: انگلیسی
- نوع فایل: pdf
- حجم فایل: 2.16 مگابایت
«بنی، میشه بیای؟ داری مامان رو دیر میکنی سر کار.» بنی زیر تختش را دنبال کفشهایش گشت، بعد زیر انبوهی از لباسها، لباسهای کار و چند تیشرت که گوشه اتاق تلنبار شده بودند. هیچی. پردهای را که برای جدا کردن نیمهی اتاق خواهرش آویزان کرده بودند، کنار زد، وقتی که از بودن در یک اتاق خواب مشترک در دههی بیست سالگیشان معذب شده بودند. با یک نگاه به تخت مرتب و کتابهایش که به ترتیب حروف الفبا مرتب شده بودند، فهمید که چیزی که به او تعلق نداشته باشد را آنجا پیدا نخواهد کرد. فریاد زد: «کفشم را پیدا نمیکنم.» با عجله به اتاق نشیمن رفت و روی زانوهایش افتاد و زیر مبل را لمس کرد. «جایی گذاشتیشون، کورا؟» به موقع سرش را بالا آورد و دید که کورا چشمانش را چرخانده است. «یه چیز قدیمی بپوش. باید بریم.» حتی بعد از اینکه کورا نیمی از صبح را صرف شانه کردن موهای ضخیمش از زیر شانهی داغ و عوض کردن لباس از لباسی به دامن دیگر کرده بود، این حرف را تصدیق نکرد. و کورا خوب میدانست که تنها کفشهای دیگری که او دارد برای بیسبال است. احتمال خیلی زیاد او با آن لباسها به مهمانی عمه تین آمده بود. کورا کتش را پوشید و یک بشقاب نان ذرت که به مربعهای مساوی برش داده شده بود، برداشت. «قسم میخورم بنی، اگر بهت وصل نبود، سرت را از دست میدادی.» مامان گفت: «بنی نورث.» صدایش هر دو را آرام کرد.
“Benny, would you come on? You’re gonna make Momma late for work.” Benny searched under his bed for his shoes, then under a pile of clothes, his work overalls, and some T-shirts heaped in the corner. Nothing. He pulled back the curtain they’d hung to separate his sister’s half of the room when they’d grown uncomfortable sharing a bedroom into their twenties. One glance at her neatly made bed and books in alphabetical order and he knew he wouldn’t find anything there that didn’t belong. “I can’t find my shoes,” he shouted. He hurried to the living room and dropped to his knees, feeling under the couch. “Did you move them somewhere, Cora?” He looked up in time to see her roll her eyes. “Just wear any old something. We have to go.” He didn’t even acknowledge that comment after she’d spent half the morning running her thick hair through the hot comb and changing from dress to skirt to dress again. And she knew good and well that the only other shoes he had were for baseball. Fat chance he was showing up at Aunt Teen’s cookout in those. Cora pulled on her coat and picked up a plate of corn bread cut into even squares. “I swear, Benny, you’d lose your head if it wasn’t attached.” “Benny North,” Momma said, her voice quieting both of them.
این کتاب را میتوانید از لینک زیر بصورت رایگان دانلود کنید:
Download: Inharmonious

نظرات کاربران