Daddy went to law school and could’ve been an architect
بابام رفته بود دانشکده حقوق و حتی میتونست معمار بشه
Now he’s turnin’ sixty and wonders where the big dream went
الان داره شصت ساله میشه و با خودش میگه اون رویای بزرگ چی شد؟
Tucker never said a lot, two eyes down, a little luck
تاکر زیاد حرف نمیزد، همیشه چشمهاش پایین بود، با یه کم شانس
Took it to the Ivies and never really knew for what
رفت دانشگاههای آیوی لیگ، ولی هیچوقت دقیق نمیدونست برای چی
And I, I bite my tongue ten times a day
و من… من روزی ده بار زبونمو گاز میگیرم
Half swear to God, I might just pray
نصفهنیمه قسم میخورم که شاید حتی دعا کنم
And I got a lot to lose
خیلی چیزا برای از دست دادن دارم
So I might as well lose it anyway
پس شاید بهتر باشه همینجوری از دستشون بدم
And I, I manifested you would leave
و من… از قبل تو ذهنم ساخته بودم که تو میری
So the day you did, I had you beat
پس روزی که رفتی، از نظر احساسی جلوتر ازت بودم
Three steps ahead of everythin’
سه قدم از هرچی اتفاق میافتاد جلوتر بودم
Lately, I wake up feelin’ like
ولی این روزا بیدار میشم و این حسو دارم که
“Oh, where does the time go?”
«اوه… زمان کجا رفت؟»
You never really know
هیچوقت واقعاً نمیفهمی
‘Til you’re standing in the bathroom mirror like
تا وقتی جلوی آینهٔ حموم وایسادی و میگی:
“No, s–t, we got so close”
«لعنتی… ما اینقدر به هم نزدیک شده بودیم؟»
Hit me fast and slow
یه دفعه، هم سریع هم آروم، زد تو صورتم
Funny thing about nostalgia
چیز عجیبی دربارهٔ نوستالژیه
Didn’t show up ’til I lost ya (Ooh)
تا وقتی از دستت ندادم سر و کلهش پیدا نشد (اووه)
Didn’t show up ’til I lost ya (Ooh)
تا وقتی از دستت ندادم نیومد سراغم (اووه)
My ma wasn’t raised right, oh no, all she ever knew was guilt
مامانم درست بزرگ نشده بود—فقط احساس گناه رو بلد بود
Little did she know that’s all her kids would ever grow to feel
نمیدونست که همین حس، تنها چیزیه که بچههاش هم قراره تو بزرگسالی تجربه کنن
And every choice leads back to the trait
و هر انتخابی که میکنم دوباره میرسه به همون ویژگی
Every time that I drink and heart that I break
هر بار که میخورم یا دل کسی رو میشکنم
It’s a truckload of regret and stupid mistakes
یه کامیون پر از پشیمونی و اشتباهات احمقانهست
And, man, lately I wake up feelin’ like
و این روزا بیدار میشم و حس میکنم که…
“Oh, where does the time go?”
«اوه… زمان چی شد؟»
You never really know
هیچوقت نمیفهمی
‘Til you’re standing in the bathroom mirror, like
تا وقتی جلوی آینه وایسی و بگی
“No, s–t, we got so close”
«لعنتی… ما اینقدر نزدیک بودیم؟»
Hit me fast and slow
یههو ولی آروم، زد تو وجودم
Funny thing about nostalgia
نوستالژی چیز عجیبیه
Didn’t show up ’til I lost ya (When I lost ya, ooh)
تا وقتی از دستت ندادم نیومد سراغم (وقتی از دستت دادم، اووه)
Didn’t show up ’til I lost ya (When I lost ya, no, ooh)
تا وقتی از دستت دادم نبودش (نه، اووه)
Didn’t show up ’til I lost ya (Ooh)
تا وقتی از دستت دادم نیومد
Didn’t show up ’til I lost ya (Ooh)
تا وقتی از دستت دادم نیومد
And now, I bite my tongue ten times a day
و حالا… روزی ده بار زبونمو گاز میگیرم
Half swear to God, I might just pray
نصفهنیمه قسم میخورم شاید دعا کنم
And I got a lot to lose
چیزهای زیادی برای از دست دادن دارم
So I might as well lose it anyway
پس شاید بهتر باشه همینطور از دستش بدم
And I, I manifested you would leave
و من… از قبل تصور کرده بودم که تو میری
So the day you did, I had you beat
برای همین روزی که رفتی… ازت جلوتر بودم
Three steps ahead of everythin’
سه قدم جلوتر از همهچی بودم

نظرات کاربران